احمد على خان وزيرى
63
جغرافياى بلوچستان ( فارسى )
پيوستند . على نقى خان قراگوزلو كه مستحفظ ارگ بود پاى مردانگى استوار كرده قشون فارس را از دخول به ارگ مانع آمد و هيونى « 1 » به خراسان با نامه مبنى بر طلب مدد خدمت نوّاب وليعهد فرستاد . وقتى قاصد او به اردوى نايب السّلطنه رسيد كه به محاصره قلعهء اميرآباد و قوچان و قلع و قمع رضا قلى خان مشغول بودند و مقتضى فرستادن [ 258 ] امداد نبود . على نقى خان نهايت جلادت را به كار برده با آنكه سپاهى بسيار از فارس و كرمان به محاصرهء ارگ مشغول بودند ، هيچ خللى در بنيان جرأت او نكردند . ارغون خان پسر شجاع السلطنه و مصطفى قلى خان برادر ايلخانى در حين محاصره به مهرهء تفنگ سربازان قراگوزلو ترك سر گفتند . تا گذشتن سه ماه فرستاده از خراسان مراجعت كرد . قائم مقام نگاشته بود كه ارگ را تخليه نموده صبيّهء وليعهد كه منكوحهء [ 259 ] سيف الملوك است ، برداشته به جانب يزد روان شو . حسب الفرموده عمل كرد فرمانفرما به شهر درآمد . هلاكو ميرزاى ولد اكبر شجاع السلطنه را حكمران كرمان نموده به مقرّ ايالت خويش بازگشت . با اين اختلال مجال تسخير و تصرّف محال بلوچستان محال بود تا در سنهء هزار و دويست و پنجاه « 2 » كه خاقان فردوس آرامگاه فتحعلى شاه به جهان جاويد خراميد ، شاهنشاه خلد خرگاه محمّد شاه بر وسادهء سلطنت [ 260 ] متمكّن گرديد از مصدر خلافت آقا خان محلّاتى را به حكمرانى كرمان مأمور كردند . بعد از ورود به مقرّ ايالت چون بعضى از افاغنهء قلزايى كه در زمان سلطنت وكيل از افغانستان به كرمان آمده دم از نوكرى و جاننثارى دولت ايران مىزدند و در سلطنت قاجاريّه نيز اظهار خدمتگزارى مىكردند و از خالصجات بلوك جيرفت و نرماشير اقطاعى « 3 » به جهت آذوقه و علوفه آنها مقرّر شده بود . در فترت خاقان مغفور [ 261 ] رئيس آنها كه فتحى محمّد خان نام داشت به طمع خام با جمعى از اشرار ايلات نرماشير متّحد شده قلعهء كروك نرماشير را كه حصنى در كمال رزانت داشت تعمير نموده عورات خود را در آنجا منزل داده و غلّه زياد و ساير مأكول در آنجا ذخيره كرده به كرّات به سمت
--> ( 1 ) . هيون : قاصد و شترسوار . ( 2 ) . متن : هزار دويست پنجاه . ( 3 ) . اقطاع : تيول است .